احترام به جايگاه زن در ايران باستان:
در دوران شاهنشاهي هخامنشي زناني بوده اند كه در چندين مورد بالاتر از مردان قرار داشته اند. نمونه بارز آن در كتيبه هاي پرسپوليس (تخت جمشيد) درياسالاري بانو آرتميس است. طبق گفته ي پرفسور گيل استاين- دكتر ديويد استروناخ- پرفسور ريچاي فراي و مرحوم پرفسور عليرضا شاپور شهبازي "متخصص عصر هخامنشي"(موسسه شرق شناسي شيكاگو و موزه ايران باستان)داريوش بزرگ براي بنا نهادن كاخهاي پارسه از زنان به عنوان يكي از مهمترين نيروهاي كاري استفاده مي كرده. به شكلي كه در چندين مورد كتيبه بدست آمده نوشته شده است كه زني در اينجا مسئول بيش از 100 نفر كارگر مرد بوده و يا زني ديگر به دليل مهارت شغلي اش حقوقي معادل 3 مرد دريافت مي كرده است. يا در كتيبه اي ديگر آمده زنان كارگر باردار در ساختن پارسه از حقوق شاهنشاهي براي استراحت و بارداري استفاده مي كردند.(مرخصي با حقوق داشتند)
"سات اسپ" يكي از خويشاوندان دربار شاهنشاهي هخامنشي بود كه به دليل تجاوز به دختر باكره اي در ايران محكوم به مرگ شد،سپس مادر وي نزد شاهنشاه رفت و شفاعت پسر نمود،شاهنشاه ايران فرمان داد كه اگر نمي خواهي پسرت اعدام شود بايد دور آفريقا را با كشتي بگردد و ماجراي آنجا را به رشته تحرير در آورد.ولي او از ترس بيابانهاي آفريقا و سفر هاي دراز دريايي از سفر پرهيز كرد و پس از مدتي به دروغ وانمود كرد كه آفريقا را كامل ديده است.ولي داستانهاي او با ديد بزرگان ايراني خيالي شناخته شد و در نهايت وي به جرم تجاوز به دوشيزه اي ايراني به دار آويخته شد.(آرمانهاي شهرياران ايران باستان- دلفگانگ كنادت 184)
پوران دخت پس از نشستن بر اريكه پادشاهي امپراطوري ايران با مردمان تهي دست چنين سخن گفت:
اينك كه من بر تخت شاهنشاهي نشستم سوكند ياد مي كنم كه انجمن ها و گروه هاي كشور را متلاشي نكنم و آنان را ياري دهم . مردماني را كه از گنج ها و ثروتهاي ايران بهره اي نجستند را ياري دهم و سه هر ايراني را به مساوات تقسيم كنم.مبادا كسي در سرزمينهاي ايران مستمند و تهي دست باشد كه من از اين كار اندوهناك مي شوم. (فردوسي بزرگ)
نمونه اي ديگر در رابطه با جايگاه رفيع زنان مي توان به اين گزارش سازمان ميراث فرهنگي ايران اشاره كرد،اين سازمان پس از كاوشهاي طولاني خود در شهر سوخته در سيستان به صورت رسمي اعلام نمود كه بيش از پنج هزار سال پيش زنان پادشاه ايران بودند و بر كشور ايران حكمراني مي كرده اند.
شاهنشاهان ايران باستان زنان خود را احترام بسيار مي گذاشتند و در امور كشوري بسياري از آنان نقش داشتند. زن شاهنشاه بزرگ يا ملكه ايران همانند خود پادشاه تاج بر سر مي گذاشته است و رفتارش بايد به گونه اي مي بود كه سرمشق همه زنان كشور باشد. ملكه بايد در جشن هاي نوروز،مهرگان و سده زنان مختلف كشور را دعوت كند و از آنان پذيرايي بنمايد. كتيبه هاي بدست آمده از نقش رستم و كعبه زرتشت در فارس حاكي از آن است كه ملكه اردشير داراي ارزش و احترام بسيار بوده و الگوي كشورهاي منطقه به شمار مي رفته است.

فردوسي بزرگ در ستايش از شير زنان ايران باستان چنين مي سرايد:
ندانست كه سهراب كه او دختر است
شگفت آمدش گفت از ايرا سپاه
سواران جنگي به روز نبرد
زنانشان چنين اند ايران سران
اگر پارساباشد و رايزن
بويژه كه باشد به بالا بلند
خردمند و با دانش و ناز و شرم
پاينده ايران
سر موي او از در افسر است
چنين دختر آيد به آوردگاه
همانا به زير اندر آرند گرد
چگونه اند گردان جنگ آوران
يكي گنج باشد پُر آكنده،زن
فروهشته تا پاي مشكن كمند
سخن گفتن نيك و آواي نرم


زن در وزیری
بدبختانه دو تازش بزرگ و خردکننده: نخست اسکندر و سپس تازیان به ویژه٬ همه دستمایه و نشانه ها و ماندمانهای کشور ما را به نابودی کشاندند و در آتش سوزاندند و به آب دادند. از این رو کمتر یادمانهایی از گذشته به ویژه از زمان ماد و اشکانیان به جای مانده است که بتوان بر آنها تکیه نمود. ولی از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده و به گونه پراکنده به دست رسیده است٬ نشان میدهد که زن ایرانی به والاترین پایه های گردانندگی کشور دست یافته و با پشتکار ستودنی و کاردانی به انجام کارها پرداخته است.
« آرتادخت» از زنانی است که وزیر دارایی « اردوان چهارم اشکانی» میشود و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید٬ کشور را به توانگری میرساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
پ – زن در سرداری و فرماندهی
زنان در هنر تیراندازی٬ اسب سورای٬ جنگاوری٬ نبرد .... فراوان آموزش میدیدند٬ به گونه ای که گاه کارکشتگی و بیباکیشان بدانجا میرسید که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن میکردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده میشدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند٬ کم نیستند. اینان نه تنها به شکار و تیراندازی میرفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان می ربودند که همراه مردان در میدانهای جنگ٬ شاهکارهایی می آفریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان میشد. از این رو با شایستگی نشان دادن٬ خود به فرماندهی میرسیدند و همچون سرداران بی پروا٬ در رده جلوی سپاه٬ پرچم به دست میگرفتند و جنگها را رهبری میکردند.
« آرتمیس» یا آرتمیز در چم راست گفتار بزرگ٬ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.
از سرداران سرشناس و بی پروا و کارآمد و برازنده دیگر٬ « گردیه» خواهر بهرام چوبین است که در دلاوری و جنگاوری بلندآوازه مبیاشد. او پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با « تور» فرمانده نیروی خاغان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.
فردوسی در این باره چنین میسراید:
همـه لشـــگر چیـن بـر هـم شــکسـت
بسی کشت و افکند و چندی به خست
ســراســر همـه دشـت شـد رود خـون
یکــی بـی سـر و دیـگری سـرنـگـون
چــو پـیـروز شـد سـوی ایـران کشــید
بـر شــــــهریـــار دلـــیــــران کشــــید
بــه روز چـهـــارم بــه آمــــوی شــــد
نــدیــدی زنـی کـــو جـهـانـجـوی شــد
استاد سخن از زبان سربازان «گردیه» که با شگفتی از دلاوریهایش٬ او را ستودند٬ میسراید:
نـه جـنـبـانـدت کـوه آهـن ز جـای
یلان را به مردی تویی رهمنـای
ز مـرد خـردمـنـــــد بـیـــــــدارتـر
ز دســتــــور دانـنـده هـشـیـارتـر
هـمه کهتـرانـیـم و فرمان تراست
بـدین آرزو رای و پیمـان تراست
« گردآفرید » زن جنگاور برجسته دیگری است که با سهراب پسر رستم٬ دست و پنجه نرم میکند و سپاهیان را به شگفتی وامیدارد. فردوسی از زبان سهراب هم آورد « گردیه » چنین میسراید:
بـدانسـت سـهراب کـه دختـر است
ســر مـوی او ار در افســر اســت
شگفت آمدش گفت از ایران سپـاه
چـنـیـن دخـتـــر آیــد بــه آوردگــاه
ســــواران جـنــگی بـه روز نـبـرد
هـمـانـا بـه ایـــــــران درآرنـد گـرد
زنـانـشـان چـنـیـنـنـد ز ایـرانیــــان
چگـونه انـد گـردان و جنگ آوران
« بانو گشنسب» دختر رستم و همسر « گیو» نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.
« زربانو» دختر دیگر رستم میباشد که از سواران تیرانداز و جنگجو به شمار می آمده و با رزم دلاورانه خود زال٬ آذربرزین و تخواره را از زندان آزاد کرده است.
نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):
- « آپاما » دختر « سپیتمن » که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد.
- « آذرنوش» در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.
- « آرتونیس» در چم راست و درست٬ دختر «ارته باز» که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.
- « آریاتس» در چم آریایی پاک و درست از سرداران هخامنشی.
- « آسپاسیا» در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.
- « آمسترس » در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.
- « ابردخت» در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.
- « استاتیرا» در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬ دختر داریوش سوم هخامنشی.
- « ُبرزآفرید» در چم آفریده شکوه و والایی٬ از سرداران ساسانی.
- « برزین دخت» در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.
- « پریساتیس» در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.
- « داناک » در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.
- « سی سی کام» در چم کامروا و پیروز٬ مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.
- « سورا» در چم گلگون رخ٬ دختر اردوان پنجم اشکانی.
- « گلبویه » از سرداران و جنگجویان ساسانی.
- « ماه آذر» از سرداران ساسانی.
- « مهر مس» در چم مهر بزرگ٬ خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.
- « مهر یار» از سرداران ساسانی.
- « میترادخت» در چم دختر مهر٬ دختر خورشید٬ از سرداران اشکانی.
- « نگان» در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.
- « ِورزا» در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.
- « وهومسه » در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ از سرداران هخامنشی.
- « هومی یاستِر» در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.
- « یوتاب» در چم درخشنده و بیمانند٬ خواسته و پرفروغ٬ خواهر « آریوبرزن» سردار بیباک و دلیر داریوش سوم در جنگ با اسکندر. یوتاب فرماندهی بخشی ار سپاهیان برادر را داشت که در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست و اگر یک روستایی٬ راهی دیگر را به اسکندر نشان نمیداد تا از آن جا شبیخون بزند٬ شکست خورده و سپاهیانش تار و مار شده بودند. یوتاب همراه برادر آن اندازه جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود به جای گذاشتند.

